فخر الدين الرازي
مقدمه 48
منطق الملخص
مركب فقط از طريق شناخت همهء عناصر آن ، شناخته مىشود . ماهيت را به وسيله خاصيتهاى خارجي آن نيز نمىتوان تعريف كرد ؛ زيرا ماهيات مختلف ممكن است لازم وخاصيت واحد داشته باشند ، در اينصورت وصف خارجي نمىتواند معرف ماهيت موصوف باشد ، مگر پيشاپيش بشناسيم كه اين موصوف ، موصوف آن است واين نيز مستلزم دور است . از بطلان اين راه حلها مىتوان نتيجة گرفت كه راه چهارم نيز محال است ( المحصل ، ص 7 - 9 ) . خواجهء طوسي مقدمات اين استدلال را مورد نقد قرار مىدهد وآنها را ادعاهاى بدون دليل ويا سخنان نادرست تلقى مىكند . به عنوان مثال ، اين نظريه را كه « مجموع اجزاى ماهيت همان ماهيت است ، » نادرست مىداند وبه ردّ آن مىپردازد . اما كاتبى بر اين استدلال ، انتقادى طرح نمىكند . دليل دوم فخر بر خلاف دليل نخست أعم از مدعا نيست ؛ اما مبتنى بر مباني ارسطويى تعريف در نظام منطق ماهيات است . اگر تعريف را تحليل ماهوى بدانيم ، اين محذورات لازم مىآيد ؛ اما اگر تعريف را تحليل مفهومي بينگاريم ، دليل فخر قابل نقد وپاسخ است . به همين دليل وى در الملخص تعريف ناپذيرى تصورات را صرفا در تعريف ماهوى منحصر مىكند . تعريف ماهوى يا جواب ماى حقيقي مبتنى بر نظريه كلى طبيعي است ؛ در حاليكه تحليل مفهومي بر آن نظريه مبتنى نيست . در تمايز تحليل مفهومي وتحليل ماهوى سخن خواهيم گفت . نظريهء فخر رازي در خصوص قابل اكتساب نبودن تصورات لوازم خاصي در دانش منطق دارد كه وفادارى به اين نظريه را حتى در خصوص فخر رازي